آیینه پژوهش
(١)
فوايد تاريخى و نكات كتابشناسانه در آثار عمادالدين طبرى - جعفريان رسول
١ ص
(٢)
فن ماده تاريخ نويسى - باقرى بيدهندى ناصر
٢ ص
(٣)
فرهنگ ترجمه و قصّه هاى قرآن - ملکوتى سيد على
٣ ص
(٤)
گذرى بر كتاب مراسلات در باب آسياى مركزى - جعفرى محسن
٤ ص
(٥)
اجتهاد گروهى نقدومعرفى كتاب الاجتهاد الجماعى - مهريزى مهدى
٥ ص
(٦)
كتابشناسى فرهنگ هاى عربى - نورى محمد
٦ ص
(٧)
ملاعبدالعلى بيرجندى و تأملى ديگر در كتاب ابعاد و اجرام - ناجى نصر آبادى محسن
٧ ص
(٨)
نگاهى به مقاله گذرى بر التعريف بطبقات الأمم - جمشيدنژاد اول غلامرضا
٨ ص
(٩)
پاسخ نقد واحد اصطلاح نامه در يك نگاه - رضايى کرمانى محمدعلى
٩ ص
(١٠)
پاسخ نقد عبدالرحيم عقيقى بخشايشى -
١٠ ص
(١١)
معرفى هاى اجمالى -
١١ ص
(١٢)
معرفى هاى گزارشى -
١٢ ص
(١٣)
مجله هاى پـژوهشى -
١٣ ص
(١٤)
كتابشناسى بحارالانوار - انصارى قمى ناصر الدين
١٤ ص
(١٥)
اخبار
١٥ ص
آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٦ - كتابشناسى فرهنگ هاى عربى - نورى محمد
كتابشناسى فرهنگ هاى عربى
نورى محمد
نقد و بررسى كتاب معجم المعجمات العربية (رصد حصرى شارح للمعجم العربى المطبوع). وجدى رزق غالى, مقدمه حسين نصار و جورج مترى عبدالمسيح. الطبعة الاولى, بيروت, مكتبة لبنان ناشرون, ١٩٩٣م. ي«٢٨٥ص.
١
غنى ترين و كارآمدترين وسيله ارتباط انسان ها زبان و گفتار و در پى آن نوشتار است. مدنيت اجتماعى انسان ها به پيوندهاى آنها و از جمله ارتباط كلامى آنها بستگى دارد. ساحت هاى مختلف انسانى در نوشتار و گفتار يك جامعه منعكس است و از مطالعه زبان لغوى يك ملت, مى توان به فرهنگ و تمدن آنها پى برد. لغت نامه ها, قاموس ها و فرهنگ ها آينه تمام نماى فرهنگ بوده و در تسهيل فرايندهاى آموزشى و پژوهشى تأثير فراوان دارند. فرهنگ هاى عمومى كه بيانگر واژه هاى مستعمل در يك زبان و فرهنگ هاى تخصصى كه بيانگر واژه هاى اصطلاحى يك رشته خاصند, هر دو مهم و قابل توجهند. ايرانيان از ديرباز به فكر تدوين فرهنگ فارسى بوده اند. فرهنگ اسدى يا لغت فرس از اسدى طوسى و صحاح الفرس از شمس الدين محمد هندوشاه نخجوانى (قرن هشتم قمرى)١, فرهنگ ميرزا ابراهيم از ميرزا ابراهيم ابن ميرزاشاه حسين اصفهانى (قرن دهم قمرى) نمونه هايى از فرهنگ عمومى قديمى در زبان فارسى است.٢
اما فرهنگ اصطلاحات گوياى زبان يك علم است. هر دانشى زبان ويژه خود يعنى واژگان و تركيبات آن, معنى و مفهوم خاصى را بيان مى كند. در تحصيل هر علم و فراگيرى هر فن, دانستن زبان آن علم يا فن ضرورى است٣ و چون بخش مهم زبان اصطلاحات است, فرهنگ هايى در هر علم تأليف شده است. از سوى ديگر عملاً هيچ دانشمند يا هنرمندى بدون استمداد از اصطلاحات نمى تواند مقاصد خود را بيان كند.٤ عدم آگاهى از اصطلاحات يا استفاده نادرست از آنها در مطالب علمى, تفهيم و تفهم را غيرممكن مى سازد و در برخى موارد موجب نزاع علمى ميان دانش پژوهان مى گردد. مترجمان نيز تا حدود معناى درست يك اصطلاح را ندانند, در به كار بردن آن و تفهيم مطلب مشكل دارند.٥
قاموس هاى اصطلاحى دو گونه اند: اصطلاح نامه Thesaurus و فرهنگ اصطلاحات Terminology. اولى به ساختار اصطلاحات يك علم و دومى به اصطلاح شناسى يك علم از طريق ارائه تعريف مى پردازد.٦
اهتمام انديشمندان بزرگ مسلمان مانند ابوحامد محمد غزالى, ابويوسف كندى, خوارزمى, جابر بن حيان, ابن سينا و عبدالرزاق كاشانى به نگارش فرهنگ اصطلاحات گوياى اهميت انگيزه فرهنگ هاست.
٢
نظريه مشهور اين است كه نخستين لغتنامه عربى كتاب العين خليل بن احمد فراهيدى٧ (در گذشته ١٧٥هـ.ق) است.٨ پس از آن ده ها معجم لغت و اصطلاح نوشته شد. از قرن نوزدهم ميلادى تحقيق و بررسى هاى فراوان در كتاب هاى معجم عربى از سوى مستشرقان به چاپ رسيده است. ماثيو لمسدن القاموس المحيط مجدالدين فيروزآبادى را در سال ١٨١٧م در كلكته, دافيد هاينريش مللر كتاب الفرق اصمعى را در وين ١٨٧٦م, هوتسما كتاب اضداد انبارى را در ليدن ١٨٨١م منتشر كرد غير از احياء تراث, مقالات و كتاب هاى تحليلى فراوان درباره معاجم منتشر شد. بواكير المعاجم العربية حتى عصر الجوهرى از فريتس كرانكو در مجله الجمعية الآسيوية الملكية (١٩٢٤م), الخليل و كتاب العين از برونليخ آلمانى E. Braunlich در مجله اسلاميكا (١٩٢٦م), المعجم العربى نشأته و تطوره از حسين نصار, الصحاح و مدارس المعجمات العربية از احمد عبدالغفور عطار, المعاجم العربية از عبدالله درويش, جمهرة المراجع البغدادية از كوركيس عواد, المباحث اللغوية فى مؤلفات العراقيين المحدثين از كوركيس عواد, مصادر الدراسة عن النجف از محمد هادى النجف الامينى, مشكلات فى التأليف اللغوى فى القرن الثانى الهجرى از رشيد عبدالرحمن العبيدى, الدراسات اللغوية بالاندلس از رضا عبدالجليل الطيار.
از آنجا كه حركت ناسيوناليسم عربى, زبان عربى را ارج مى نهاد, از هنگام شروع اين حركت, اهتمام به معجم هاى لغوى و اصطلاحى نضج ويژه اى يافت و بسيار فعال شد. از اين رو ده ها مقاله و كتاب در اين زمينه منتشر شده است. اطلاع رسانى درباره معجم ها يكى از اين فعاليت ها بوده است. مقايسه فرايند پژوهش هاى مربوط به معجم هاى عربى و تحقيقات مربوط به فرهنگ هاى لغوى و اصطلاحى فارسى در دو قرن اخير گويايى بسيارى نكات است.٩
٣
نويسنده معجم المعجمات العربية متولد قاهره و فارغ التحصيل دانشكده ادبيات, گروه كتابخانه و اسناد دانشگاه قاهره در سال ١٩٦٤م است. به دليل مسؤوليت هاى نويسنده در دارالكتب المصرية و بخش معاجم كتابخانه لبنان در قاهره و تأليف يازده عنوان كتاب در زمينه معاجم و فرهنگ ها, به عنوان يكى از متخصصان زبده در زمينه مرجع شناسى در جهان عرب شناخته شده است. نويسنده در سال ١٩٧١م كتاب المعجمات العربية ببليوغرافية شاملة مشروحة را به چاپ سپرد و بيست ودو سال بعد با مطالعه گسترده تر و عميق تر, اين اثر يعنى معجم المعجمات العربية را به صورت كامل تر و دقيق تر به جامعه علمى ارائه نمود. اين اثر كارنامه اكثر واژه نامه هايى است كه در فرهنگ عربى در سال هاى ١٥٠٥ تا ١٩٩٣ تأليف شده است, البته نسخه هاى خطى و مقالات و واژه نامه هايى را كه در پايان برخى كتاب ها آمده, در بر نمى گيرد. در مورد كتاب ها نيز ادعاى حصر و استقراى كامل ندارد, ولى معتقد است اطلاعات اكثر معاجم را آورده است.
ذيل هر معجم, مشخصات كتابشناختى, توصيف و معادل لاتين آن آمده است. توصيف ها كوتاه, ولى مشتمل بر نكات مفيد است.
اين اثر داراى سه بخش معجم هاى عمومى عربى يك زبانى, معجم هاى عمومى عربى چند زبانه و معجم هاى تخصصى و موضوعى است و در مجموع ١٤٦٣ معجم معرفى شده است. در پايان فهرستواره هاى الفبايى عناوين, مؤلفين, موضوعات و فهرست تاريخى معجم ها آمده است. ذيل بخش اول, معجم ها در پنج موضوع طبقه بندى شده اند: معاجم مفردات اللغة, معاجم الاضداد, معاجم المترادفات, معاجم الالفاظ العامية والدخيلة واللهجات, معاجم المعانى.
بخش دوم (معجم هايى كه زبان مقصد يا مبدأ آنها عربى است) معجم ها را به بيست وهفت دسته بر حسب نوع زبان طبقه بندى كرده است.
بخش سوم, معجم هاى تخصصى را در ١٢٨ علم يا موضوع به ترتيب الفباء طبقه بندى كرده است. دانش هايى مانند اخلاق, فلسفه و فقه و موضوع هايى همچون نفت, بانكدارى, بيمه, حج و اسلام در كنار هم آمده اند و واژه نامه هاى مربوط به هريك ذيل آنها فهرست شده اند.
٤
اين كتاب با اينكه بهترين اثر در نوع خود است, ولى نواقص فراوان دارد. از جمله لازم بود نويسنده مقدمه تحليلى جامع بويژه در تحليل تاريخچه معجم نگارى و كتابشناسى معاجم و ضرورت اين فن مى آورد. البته مقدمه نويسنده و دو مقدمه دكتر جورج مترى عبدالمسيح و حسين نصار كه از مرجع شناسان جهان عربند, خالى از نكات مفيد نيست.
مؤلف در بعضى موارد همه اطلاعات چاپ ها را نياورده است; براى نمونه كتاب المبين فى شرح معانى الفاظ الحكماء و المتكلمين از سيف الدين آمدى (مدخل ١١٥٨) سه تحقيق و چاپ دارد: از حسن محمود الشافعى, از عبدالامير الاعسم (بغداد, ١٩٨٤م) و از كوتش و اغناطيوس عبده خليفه (مجلة الشرق, ٤٨, ١٩٥٤). نويسنده تنها چاپ اول را آورده است, نيز معجم مقاييس اللغة (مدخل٩) در ايران (قم, اسماعيليان) افست شده است. چاپ ديگر العين (تحقيق مهدى المخزومى و ابراهيم السامرائى) نيامده است.
كتاب ثلاثة كتب فى الاضداد فقط چاپ ١٩١٢ آن آمده و چاپ ١٩٨٦ نيامده است. در همين مورد, اين كتاب داراى مقدمه آلمانى مصحح و عنوان معادل است كه در بخش توصيف, توضيحى ارائه نشده است.
با اينكه قلمرو زبانى اين اثر عربى است, ولى بعضى معجم هاى منتشر شده در ايران در اين مجموعه نيامده است; از جمله:
شرح المصطلحات الفلسفية تهيه شده در گروه كلام بنياد پژوهش هاى اسلامى, مشهد, ١٤١٤ق; معجم العناوين الكلامية والفلسفية, تهيه شده در گروه كلام و فلسفه بنياد پژوهش هاى اسلامى مشهد, ١٤١٥ق; شرح المصطلحات الكلامية, تهيه شده در گروه كلام بنياد پژوهش هاى اسلامى مشهد, ١٤١٥ق.
با اينكه كتاب فرهنگ علوم نقلى و ادبى سيد جعفر سجادى در بخش معاجم عربى ـ فارسى (ص٨٨) آمده است, ولى كتاب هاى ديگر ايشان, يعنى مصطلحات فلسفى صدرالدين شيرازى, فرهنگ معارف اسلامى و فرهنگ علوم فلسفى در همان بخش يا بخش معاجم تخصصى فلسفه نيامده اند.
در بخش معجم هاى قرآنى با اين كه قاموس هاى مهم را معرفى كرده ولى قاموس قرآن سيد على اكبر قرشى و دائرةالفرائد در فرهنگ قرآن محمد باقر محقق, نه در اين بخش و نه در بخش معاجم عربى ـ فارسى نيامده است.
البته ذيل مدخل السامى فى الاسامى ميدانى (مدخل ٤٨٦) چاپ سنگى تهران آمده است. همچنين در برخى موارد ديگر چاپ هاى ايرانى را آورده است.
به هر حال اطلاع رسانى اين اثر در زمينه كتاب هايى كه در ايران تأليف و نشر يافته ضعيف است. اصطلاح واره هاى مهمى به زبان عربى در فلسفه و كلام نوشته اند كه بعضاً امهات فرهنگ فلسفى اسلام محسوب مى شوند و در اين كتاب معرفى نشده اند, مانند:
سيد مرتضى (درگذشته ٤٣٦ق) رساله اى به نام الحدود و الحقائق در شرح يكصد و سى اصطلاح كلامى دارد كه در مجموعه الذكرى الالفية للشيخ الطوسى منتشر شده است; شيخ طوسى (درگذشته ٤٦٠ق) دو رساله به نام هاى شرح العبارات المصطلحة والمقدمة فى المدخل الى علم الكلام دارد و در آن دو رساله مجموعاً حدود دويست و پنجاه و سه اصطلاح كلامى شرح داده شده است;١٠ كتاب هاى الحدود و الرسوم از كندى, الحدود از جابر بن حيان, الحدود الفلسفية از خوارزمى, الحدود از ابن سينا با اينكه چاپ هاى مختلف دارد, در اين مجموعه نيامده است. بعضى از اين معاجم جديد نيز نيامده اند:
با اين كه كتاب محيط المحيط بطرس البستانى معرفى شده ولى كتاب ديگر همين نويسنده: قطر المحيط كه در سال ١٨٦٩م منتشر شده, معرفى شده است. كتاب متن اللغة تأليف احمدرضا در بين سال هاى ١٩٥٨ تا ١٩٦٠م در پنج جلد منتشر شده, نيامده است.
معجم ديانات و اساطير العالم نوشته امام عبدالفتاح امام كه در قاهره در سال ١٩٩٥م منتشر شد; از جمله معجم مهم در زمينه اصطلاحات دينى است; القاموس السياسى از احمد عطية (قاهر…, ١٩٦٨); القاموس الفقهى از حسين عبدالله مرعى (بيروت, ١٩٩٢); معجم المصطلحات الصوفيه به كوشش جورج مترى عبدالمسيح (بيروت, ١٩٩٣); مذاهب و مصطلحات فلسفية از محمد جواد مغنيه (بيروت, بى تا).
برخى معجم هاى عربى ـ فارسى از قلم نويسنده افتاده است; مانند: ملخص اللغات,١١ تاج الاسامى (تهذيب الاسماء),١٢ فرهنگ نوين عربى ـ فارسى, ١٣ فرهنگ عربى به فارسى,١٤ فرهنگ بيان عربى ـ فارسى و فارسى جديد,١٥ مجمع اللغات فرهنگ مصطلحات.١٦
برخى از معاجم لغوى مانند الفصيح ثعلب در پاريس و بيروت چاپ شده١٧ و در الفهرست ابن نديم ضبط شده است و با اينكه موضوع آن فقه اللغة است و بايد در بخش معاجم المعانى مى آمد, اما نويسنده آن را معرفى نكرده است.
خوب بود بخش ويژه اى به معرفى كتاب هايى كه درباره معجم نگارى هاى عربى نوشته شده اختصاص مى يافت به ويژه كه ده ها كتاب در بررسى تاريخ واژه نگارى و تطور فرآيند آن, مكاتب و نحله هاى واژه نامه نگارى, تحليل هاى مقايسه اى و… وجود دارد١٨ كه بى شك راهنماى مفيدى براى اهل پژوهش تواند بود.
نقيصه ديگر اين كتاب, عدم ارائه اطلاعات ثانوى هر مدخل است. بسيارى از اين معجم ها در كتاب ها يا مقالات نقد و بررسى يا توصيف شده اند. اگر اطلاعات كتابشناسى آنها ذيل هر معجم مى آمد, راهنماى بسيار مفيدى براى اهل تحقيق بود. از باب مثال كتاب ثلاثة كتب فى الاضداد از اصمعى و سجستانى و ابن سكيت در مدخل ١١٣ آمده است, ولى مقاله بسيار مهمى در مجله المكتبة (عراقى) در نوامبر ١٩٦٦ با عنوان (كتاب الاضداد للاصمعى ليس للاصمعى) منتشر شده است و اطلاعات مفيدى ارائه مى كند. كتاب العين را آقاى محمد حسن بقائى به نظم قاموسى آورده و با عنوان ترتيب كتاب العين منتشر كرده است,١٩ امّا آقاى غالى اشاره اى به اين اثر ندارد.
درباره كتاب العين از خليل بن احمد, پژوهش هاى فراوان در اروپا و محافل علمى عربى و حتى ايران انجام يافته است.٢٠ همچنين در مورد كتاب هاى المنجد, القاموس المحيط, تاج العروس و لسان العرب تحقيقات مفصلى انجام يافته است.٢١
همچنين بعضى معجم ها به زبان هاى مختلف ترجمه شده اند يا خلاصه يا تكميل يا شرح شده اند; اگر اطلاعات كتابشناختى مربوط به ترجمه, خلاصه, مكمل و شرح ها ذيل هر مدخل مى آمد, بسيار مفيد بود. از باب نمونه كتاب العين در قرن چهارم قمرى توسط ابوبكر زبيدى تلخيص شد. آقاى غالى اين خلاصه را جداگانه (مدخل٤٨) ذيل الزبيدى آورده است. با اينكه اگر ذيل كتاب العين مى آورد كامل تر بود.
كتاب المنجد در ايران ترجمه هايى به فارسى دارد; از جمله منجد الطلاب ترجمه محمد بندريگى, فرهنگ جامع نوين ترجمه احمد سياح, الرائد ترجمه رضا انزابى نژاد و المنجد الابجد ترجمه قاسم بوستانى.
كتاب المبين فى شرح معانى الفاظ الحكماء و المتكلمين از الآمدى توسط عبدالامير الاعسم توصيف و تحليل شده است.٢٢ كتاب هاى اصطلاحات الصوفية كمال الدين عبدالرزاق القاشانى (مدخل ٨١٢) توسط محمد خواجوى و المعجم الفلسفى جميل صليبا (مدخل ١١٦٤) توسط منوچهر صانعى دره بيدى به فارسى ترجمه شده است.
به هر حال گردآورى و شبكه سازى اطلاعات پراكنده در مورد هر كدام از معجم ها گويايى هاى فراوان براى پژوهشگران دارد.
اغلاط چاپى در اين اثر به چشم مى خورد; از جمله مدخل ١١٥٧ بجاى واژه نامه فلسفى به اشتباه و اثره نامئه فلسفى چاپ شده است.
٥
در اين بخش كتاب آقاى غالى را با برخى كتاب هاى مشابه مقايسه مى كنيم تا ضعف و قوت آن بيشتر آشكار شود.
معجم المعاجم از احمد الشرقاوى اقبال٢٣ غير از اينكه برخى از نسخ خطى را معرفى كرده است, نسبت به كتاب غالى, ضعف هاى بيشترى دارد. اثر اقبال در نه بخش تنظيم شده است و كتب چاپى را همراه با نسخه هاى خطى معاجم معرفى كرده, نيز محل نگهدارى آنها را نوشته و در بسيارى از موارد تحقيقات ارزنده اى بر پايه منابع تاريخى و كتابشناسى ها ارائه و در مجموعه ١٤٠٧ معجم را معرفى كرده است. مى توان گفت در برخى موارد مكمل كتاب غالى است. در مجموعه كتاب غالى با اسلوبى سامان يافته ارائه شده است.
آقاى ميرى عبودى فتوحى از موضع مرجع شناسى, اثرى زير عنوان تقويم المراجع العربية والاجنبية به چاپ سپرد.٢٤ اين اثر در يازده فصل به معرفى مهم ترين كتاب هاى مراجع در حوزه فرهنگ عربى و فرهنگ اروپايى پرداخته است. ذيل هر مدخل توصيف مفيدى آورده است. حجم زيادى از اين اثر, معاجم است. چون معجم هاى لاتين را آورده, مكمل خوبى براى كتاب غالى است.
كتاب هاى ديگر مرجع شناسى مانند مدخل لدراسة المراجع از دكتر عبدالستار الحلوجى٢٥ تحليل مفيدى در زمينه معاجم و از ديگر سو گزيده اى از معجم ها را در بر دارد و ويژگى مهم آنها نسبت به كتاب غالى, تحليل هاى آنهاست. همچنين است كتاب موسوعة المصادر و المراجع از عبدالرحمن عطية.
در مقاله بلند (فرهنگنامه هاى عربى به فارسى) از علينقى منزوى٢٦ از قرن پنجم تا قرن سيزدهم, ١٤٧ فرهنگ معرفى شده است. نويسنده توضيحات مفيد ذيل هر مدخل آورده است و مقايسه اين مقاله با بخش (عربى ـ فارسى) كتاب غالى نشاندهنده نكات فراوانى است. آقاى منزوى ١٤٧ فرهنگ عربى ـ فارسى و آقاى غالى ٢٦ اثر را معرفى كرده است; هرچند برخى آثار خطى از قلمرو كتاب غالى بيرون است, ولى بسيارى از آثار مطبوع معرفى شده در مقاله منزوى, در كتاب غالى نيامده است.
٦
چون كتاب هاى مرجع Reference Books نقش مهمى در فرايندهاى علمى, فكرى, پژوهشى و آموزشى دارند, اندك اندك, موضوعى تحت عنوان مرجع شناسى شكل گرفت. اين رشته به مطالعه در زمينه منابع مرجع مى پردازد. يكى از وظايف اين رشته ارائه اطلاعات و نقد و بررسى درباره مرجع ها از جمله فرهنگ نامه هاست.
مرجع شناسى در كشورهاى اروپايى و پس از آن در كشورهاى عربى نسبت به ايران پيشرفت و قدمت بيشترى داشته است.٢٧ كتب مرجع در هشت رده دايرةالمعارف ها, قاموس ها, سالنامه ها, راهنماها, اطلس ها, كتابشناسى ها, اسناد و فهرستواره ها (كشاف ها) طبقه بندى مى شوند. براى شناسايى ابعاد تاريخى, روشى و مقايسه اى هر يك نياز به مباحث مختلف كارشناسانه وجود دارد كه در مرجع شناسى انجام مى يابد.
بررسى و نقادى مرجع شناسى در فرهنگ هاى اروپايى٢٨ و عربى, به نوعى دستيابى به تجارب و اطلاعات مفيد براى ارتقاى اين دانش در فرهنگ ايرانى ـ اسلامى است. يكى از علل ضعف و فتور پژوهش ها در ايران عدم آشناى با منابع موسوعى (مرجع) و يا ناآشنايى به روش استفاده از آنهاست. ويژگى مهم منابع مرجع در اختيار نهادن پرونده اطلاعاتى مربوط به يك موضوع است. محقق با مطالعه پرونده مربوط به موضوع مورد نظرش اولاً به كليدها و سرنخ ها براى حل شبهات دست مى يابد, ثانياً با منابع و مآخذ آشنا مى گردد, ثالثاً با آگاهى نسبت به كارهاى ديگر, از تحقيق هاى تكرارى اجتناب مى ورزد.
به رغم نقيصه ها و اشكالاتى كه نمونه هايى از آنها تذكر داده شد, تلاش آقاى وجدى رزق غالى در تدوين معجم المصطلحات العربية قابل تقدير است و اين گونه آثار بايد الگوى خوبى براى پژوهشگران مرجع شناس ايرانى باشد.پاورقي: ١. اين كتاب به كوشش عبدالعلى طاتى (تهران, بنگاه ترجمه و نشر كتاب, ١٣٥٥) منتشر شده است. ٢. نگاه كنيد به مقدمه فرهنگ فارسى محمد معين, ج١, صفحه سى ونه ـ چهل وسه; مقدمه سعيد نفيسى بر برهان قاطع تصحيح محمد معين (اين مقاله در مقدمه لغت نامه دهخدا چاپ جديد ص١٣٥ـ١٣٩ آمده است. ٣. نگاه كنيد به كشاف اصطلاحات الفنون التهانوى, ١/١; مفاتيح العلوم الخوارزمى, ص٤. ٤. فرهنگ حقوقى, جعفرى لنگرودى, ص٧. ٥. المعجم الفلسفى, جميل صليبا, ص١ـ٣. ٦. براى آشنايى با انواع معجم ها, نگاه كنيد به: الدكتور حلمى خليل, مقدمة لدراسة التراث المعجمى العربى, باب اول. ٧. به نظر سيد حسن صدر در تأسيس الشيعة لعلوم الاسلامى خليل از اصحاب امام صادق(ع) و شيعه دوازده امامى است (ص١٤٩), همچنين براى اهميت اين اثر نگاه كنيد به مقدمه مهدى المخزومى و ابراهيم السامرائى (قم, انتشارات اسلامى, ١٤١٤ق). ٨. (تاريخ اجمالى لغت نويسى در زبان عربى) سعيد نفيسى. مقدمه برهان قاطع چاپ محمد معين; مقدمه لغت نامه دهخدا (چاپ جديد), ص١٧٥. ٩. مقاله هاى (فرهنگهاى فارسى) از سعيد نفيسى; (كتابشناسى فرهنگ هاى فارسى ـ اروپايى) از ايرج افشار در مقدمه لغت نامه دهخدا (چاپ جديد), مقدمه محمد معين بر فرهنگ فارسى جلد اول, صفحه سى ونه تا چهل وسه, (شناختى از فرهنگ نگارى درى در سده هاى ١٠ـ ١٥ ميلادى) از واحد وف, مشتى از خروار و منابع خوبى براى اين تحقيق اند. ١٠. نگاه كنيد به شرح المصطلحات الكلامية, گروه كلام بنياد پژوهش هاى اسلامى صفحه ص رساله المقدمة فى المدخل الى علم الكلام در الرسائل العشر به كوشش محمد واعظ زاده آمده است. ١١. از حسن خطيب كرمانى, به كوشش سيد محمد دبيرسياقى و غلامحسين يوسفى. تهران, انتشارات علمى و فرهنگى, ١٣٦٢. ١٢. اين كتاب غير از تهذيب الاسماء و اللغات نووى است و به كوشش على اوسط ابراهيمى (تهران, مركز نشر دانشگاهى, ١٣٦٧) منتشر شده است. ١٣. از سيد مصطفى طباطبايى. تهران, انتشارات اسلاميه, ١٣٦١, ٨٦٥ص. ١٤. از سيد عبدالرضا علوى, تهران, انتشارات ايران زمين و انتشارات كمانگير, ١٣٧٤, ٥٤٤ص. ١٥. از ولى الله جهانبخش, تهران, انتشارات ممتاز, ١٣٦١, ٩٦٥ص. ١٦. از مرتضى آيت اللّه زاده شيرازى و آذرتاش آذرنوش, تهران, نشر فرهنگ اسلامى, ١٣٦٣. ١٧. مقاله (دانش لغت) ابن خلدون ترجمه پروين گنابادى در مقدمه لغت نامه دهخدا (چاپ جديد), ص٨. ١٨. براى نمونه نگاه كنيد به Index Islamicus (١٩٨١-١٩٨٥), صفحات ٤٧١ تا ٤٧٨ ذيل عنوان Lexicology of literary Arabic. ١٩. الطبعة الاولى: قم, مؤسسة النشر الاسلامى, ١٤١٤ق. ١٠٩٧«٥٤ص. ٢٠. نگاه كنيد به كشاف الدوريات العربية عبدالجبار عبدالرحمن, ج٢, ص١٨٩ـ١٩٠; آقاى سيد جعفر شهيدى مقاله اى با عنوان (بحثى درباره كتاب العين و مؤلف آن) دارد كه در مقدمه لغت نامه دهخدا (چاپ جديد) ص١٧٦ـ١٨٤ آمده است. ٢١. مشخصات برخى مقالات تحليلى درباره اين كتابها در كتاب كشاف الدوريات العربية عبدالجبار عبدالرحمن (ج٢, ص١٨١ـ١٩٩) ارائه شده است. ٢٢. المصطلح الفلسفى عند العرب, ص٩٥ـ١٢٦. ٢٣. الطبعة الاولى, ١٩٨٧م, الطبعة الثانية: بيروت, دارالغرب, ١٩٩٣م. ٢٤. مشخصات كتابشناختى اين اثر عبارت است از: الكويت, وكالة المطبوعات, بى تا. ٣٦٥ص. ٢٥. القاهرة, ١٩٩١م. ٢٦. مقدمه لغت نامه دهخدا (چاپ جديد), ص٢٠٢ـ٢٧١. ٢٧. اخيراً در زبان فارسى, آثار مفيدى در زمينه مرجع شناسى منتشر شده است; از جمله كتاب مرجع شناسى و روش تحقيق در ادبيات فارسى از غلامرضا ستوده و مرجع شناسى از نورالله مرادى. ٢٨. در فرهنگ اروپايى كتاب ها و مقالات و پايان نامه هاى فراوان در اين موضوع نوشته اند; اينك چند نمونه از آنها: Walford, A. J.: Guide to Refrence material; winchell, Constance: Gudie to Refrence Books; Hutchins, Margaret: Introduction to Reference Work; Roberts, A. D.: Introduction to Reference Books.